تبليغاتX
هبوط


هبوط

 

مسیحای من

با سلامی روح میدمی به این تن خسته سرد !

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 18:17 توسط هیچکس| |

 

این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداست ...

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 12:52 توسط هیچکس|

 

فاصله میان اولین زخم خنجر تا خلاص شدن و قطع نفس... بین این دو حالم و انتظار دارند مثل

زنده ها رفتار کنم!

...............................................................................................................................

حسین بهانه همه بغضهای در گلو مانده ست .

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:3 توسط هیچکس| |

 

فقط یک کلمه ساده  نیست

                   زخمی نباشی نمیفهمی" تنها " یعنی چی!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 11:57 توسط هیچکس| |

 

خیال نــکن که آرومم با این لبخند اجــــباری

برای سنجش طاقت٬ باید زخما رو بشماری

 


 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 14:50 توسط هیچکس| |


Design By : Night Skin